close
تبلیغات در اینترنت
خرید هاست

این همه عشق از کجا آمد؟

تبلیغات

آمار

کل مطالب : 428
کل نظرات : 16
افراد آنلاین : 3
تعداد اعضا : 2

بازدید امروز : 70
بازدید دیروز : 48
ورودی امروز گوگل : 2
ورودی گوگل دیروز : 5
آي پي امروز : 22
آي پي ديروز : 18
بازدید هفته : 262
بازدید ماه : 797
بازدید سال : 24,537
بازدید کلی : 63,117

آی پی : 54.80.236.48
مرورگر :
سیستم عامل :
امروز : شنبه 29 مهر 1396

تبلیغات




اعلانات

برای سفارش یا تبادل کلیک کنید

آخرين ارسال هاي تالار گفتمان

کمی طاقت داشته باشید...
عنوان پاسخ بازدید توسط
0 38 digitel
0 27 digitel

این همه عشق از کجا آمد؟

دسته: مطالب,دل نوشته, تاریخ ارسال: جمعه 16 بهمن 1394 ساعت: 14:15
این همه عشق از کجا آمد؟

تو عبارت هستی از
ایمان، مهربانی، نور، سرزندگی، شادابی، عشق و امید
یعنی تمام آنچه که یک انسان برای زندگی بدان نیاز دارد
تو بی شک، منبعی نیز هستی که اکسیژن خالص را برای ریه هایم فراهم میکنی
مانند خون در رگ هایم می دوی
و در قلبم، بالا و پایین میپری....
بی شک تپش های قلبم هم زیر سر خودت است!...
آخ مگر دستم به تو نرسد....
آنقدر دوستت خواهم داشت که حتی خودم هم در تعجب بمانم که مگر میشود یک نفر را اینقدر دوست داشت و اصلا اینهمه عشق از کجا آمد؟
یک قلب کوچک و این همه عشق؟!
سلامتی تو، خوشحالی تو، لبخند های شیرین تو، زندگی من است...
 این که ببینم لبخندی بر لبانت نشسته و دلیل آن من هستم...
این که بدانم بعد از هیاهوی دنیای مادی، زمانی که با خود خلوتی داری؛
زیر لب نام مرا می بری و لبانت به لبخندی باز شود...
این برای من معنای زنده بودن است... این یعنی زنده بودنم ثمری داشته...
این که بدانم ، آخرین فردی که قبل از خواب به آن فکر میکنی من هستم...
این که تو هم مثل من برای آینده مان نقشه ها کشیدی...
این هوای سرد مرا از تو دور نساخته...
درون قلبم آتشکده ای ساخته ام...
هر لحظه غم فراق تو را در آن میریزم و آتش میزنم به امید اینکه از دوردست ها، نور وصال چشمک بزند..
من اینجا برای تمام خوشی ها، شادی ها، خوشبختی ها با تو برنامه ریخته ام و نشانه ها گذاشته ام...
تنها نیاز من تویی....این که بیایی و ....بمانی...
شب سرد و تاریک است ولی ای عزیز جان، تنها در شب است که غوغای نهفته بی کرانگی آسمان پدیدار می شود...
آری با هر سختی ، آسانی نیز هست و این وعده خداست.
مواقعی که نیستی، چشم به آسمان نمی دوزم. چون من ستاره خود را دارم و به ستارگان آسمان نیازی ندارم
در روزهای بی کسی ام، تنها نامی که صدا می زنم، نام زیبای توست
نام تو، ارمغان خوبی ها و مهربانی هاست...
نام تو برای من مانند کلید است...
تنها کلیدی که هم دریچه های قلبم را باز میکند و هم دهان بسته و هم دل شکسته مرا...
نام تو شاهکلید همه قفل های بسته است....
نام تو آرام جان من است...

بخش نظرات این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
ما در شبکه های اجتماعی :

ورود کاربران

نام کاربری :
رمز عبور :

» رمز عبور را فراموش کردم ؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

تبلیغات

پربازدیدترین مطالب سایت