close
تبلیغات در اینترنت
خرید هاست

همیشه وقت شناس باش

تبلیغات

آمار

کل مطالب : 428
کل نظرات : 16
افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 2

بازدید امروز : 49
بازدید دیروز : 48
ورودی امروز گوگل : 1
ورودی گوگل دیروز : 5
آي پي امروز : 20
آي پي ديروز : 18
بازدید هفته : 241
بازدید ماه : 776
بازدید سال : 24,516
بازدید کلی : 63,096

آی پی : 54.80.236.48
مرورگر :
سیستم عامل :
امروز : شنبه 29 مهر 1396

تبلیغات




اعلانات

برای سفارش یا تبادل کلیک کنید

آخرين ارسال هاي تالار گفتمان

کمی طاقت داشته باشید...
عنوان پاسخ بازدید توسط
0 38 digitel
0 27 digitel

همیشه وقت شناس باش

دسته: روانشناسی,قطعه داستان, تاریخ ارسال: دوشنبه 28 دي 1394 ساعت: 19:23
همیشه وقت شناس باش

در مراسم تودیع پدر پابلو ، کشیشی که ۳۰ سال در کلیسای شهر کوچکی خدمت کرده و بازنشسته شده بود ، از یکی‌ از سیاستمداران اهل محل برای سخنرانی دعوت شده بود ...

در روز موعود ، مهمان سیاستمدار تاخیر داشتـــ و بنابرین کشیش تصمیم گرفتــ کمی‌ برای مستمعین صحبت کند

پشت میکروفن قرار گرفته و گفت : ۳۰ سال قبل وارد این شهر شدم ، نگار همین دیروز بود!

راستش را بخواهید ، اولین کسی‌ که برای اعتراف وارد کلیسا شد ، مرا به وحشت انداخت !

به دزدی هایش ، باج گیری ، رشوه خواری ، هوس رانی‌، زنا با محارم و هر گناه دیگری که تصور کنید اعتراف کرد ...

آن روز فکر کردم که جناب اسقف اعظم مرا به بدترین نقطه زمین فرستاده است ولی‌ با گذشت زمان و آشنایی با بقیه اهل محل دریافتم که در اشتباه بوده‌ام و این شهر مردمی نیک دارد

در این لحظه سیاستمدار وارد کلیسا شده و از او خواستند که پشت میکروفن قرار گیرد

در ابتدا از اینکه تاخیر داشتـــ عذر خواهی‌ کرد و سپس گفت که به یاد دارد که زمانیکه پدر پابلو وارد شهر شد ، او اولین کسی‌ بود که برای اعترافـــ مراجعه کرد !

بخش نظرات این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
ما در شبکه های اجتماعی :

ورود کاربران

نام کاربری :
رمز عبور :

» رمز عبور را فراموش کردم ؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

تبلیغات

پربازدیدترین مطالب سایت