close
تبلیغات در اینترنت
خرید هاست

جملات غمگین عاشقانه دلتنگی و شکست عشقی

تبلیغات

آمار

کل مطالب : 428
کل نظرات : 16
افراد آنلاین : 4
تعداد اعضا : 2

بازدید امروز : 95
بازدید دیروز : 48
ورودی امروز گوگل : 3
ورودی گوگل دیروز : 5
آي پي امروز : 23
آي پي ديروز : 18
بازدید هفته : 287
بازدید ماه : 822
بازدید سال : 24,562
بازدید کلی : 63,142

آی پی : 54.80.236.48
مرورگر :
سیستم عامل :
امروز : شنبه 29 مهر 1396

تبلیغات




اعلانات

برای سفارش یا تبادل کلیک کنید

آخرين ارسال هاي تالار گفتمان

کمی طاقت داشته باشید...
عنوان پاسخ بازدید توسط
0 38 digitel
0 27 digitel

جملات دلتنگی و غم انگیز سری اول

دسته: عاشقانه,دلتنگی و خیانت, تاریخ ارسال: چهارشنبه 02 دي 1394 ساعت: 18:45
جملات دلتنگی و غم انگیز سری اول

رفتـــــــم...
دیدی چه خوب ترک کردنتــــ را بلدم ؟؟؟
خواستــــم دوستت داشته باشم تـــا ابد امــــــا نفهمیدی و نخواستی...
تماشا می کنــــم...
میخواهم ببینم آنهایی که دورت را شلوغ کردند، مثل من پشتـــت هستند؟؟؟
تــــو را آنقدر که من می خواهم ، می خواهند؟؟؟

آنقدر که صادقانه دوستت دارم ، دوستت دارند؟؟؟  دلتنگت میشوند؟؟؟

آیا برای تو دعا کرده اند؟؟؟از ته دل میکنند؟؟؟ برای داشتنت؟؟؟
ولی به همان شلوغــــی دورت قسم...
 {!{!{!{ پشتت خالیســـــت}!}!}!}

به تاریکی و تنهایی لحظات دلتنگی و جان کندنم قسم ، به تک تک دانه های اشکم؛
به حرفهایم خواهـــی رسید...

من نگران توام! ای کاش میدانستی!
اما دیگر قصه من و تو تمــــــام شد...

دیدارمان باشد وقتی که دلتنگم شدی ، وقتی پشیمان شدی ، وقتی مرا یاد کردی و خواستی و نیافتی!

وقتی تف انداختی بر تمام آن باورها و تمایلاتی که به خاطرشان مرا ازدست دادی!

زیاد زحمت نکش ، آیند ای نخواهی ساخت ، هرگز! تا این درد را در قلب من به امانت گذاشته ای...

هر چیزی تاوانی دارد و تاوان دل شکستن ، دلشکسته شدن است! به فنا رفتن و نابودیست...

دیدارمان به قیامت ای دلبر دوست داشتنی من!

***

ﺧﺪﺍﻳﺎ ﺍﻣﺸﺐ میخوام همه رو ببخشم

آره منم مثل خودت بخشیدن رو خوب بلدم!
ﺧﺐ ﺑﺎ ﻛﺪﻭﻡ ﺷﺮﻭﻉ ﻛﻨﻢ ؟!؟!
.
.
.
.
آهـــا
ﺧﺪﺍ ﺟﻮﻧﻢ ﻳﺎﺩﺗﻪ ﺍﻭﻥ ﺭﻓﻴﻘﻤﻮ ﻛﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩﻡ ﺑﻮﺩ؟
ﻳﺎﺩﺗﻪ ﻣﻨﻮ ﻓﺮﻭﺧﺖ بخاطر جنس مخالف؟
آره!
ﺑﺒﺨﺸﺶ
ﺧﺪﺍﻳﺎ ﻳﺎﺩﺗﻪ ﻳﻜﻲ دیگه ﺑﻮﺩ ﻭﻗﺘﻲ ﺩﻋﻮﺍﻣﻮﻥ ﻣﻴﺸﺪ دست ﻣﻴﺬﺍﺷﺖ ﺭﻭ ﻧﻘﻄﻪ ﺿﻌﻔﺎﻡ ؟!
ﺑﻌﺪ ﻣﻨﻢ ﺷﺪﻡ یه آدم ﻛﻴﻨﻪ ﺍﻱ
ﺍﻭﻧﻢ ﺑﺒﺨﺶ
ﺧﺪﺍﻳﺎ ﻳﺎﺩﺗﻪ ﺑﻬﻢ ﺩﺭﻭﻍ گفتن ؟
ﻣﻨﻢ ﺑﻪ ﺭﻭﺷﻮﻥ نیاﻭﺭﺩﻡ ﺗﺎ ﺭﻭ ﺑﺸﻪ ؟!
ﺑﺒﺨﺸﺸﻮﻥ
خدا جونم این خاصه :

ﻳﺎﺩﺗﻪ ﺍﻭﻧﻜﻪ ﺑﻬﻢ میگفت ﺩﻭﺳﻢ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻌﺪ ﺭﻓﺖ و ﺍحساسمو ازم گرفت؟

یادته همش دنبال بهونه بود تا منو  احساسمو تنها بزاره و بره؟
یادته اون که عاشقش بودم حتی احساسمو یه لحظه هم بروش نیاورد ، رفت و تنهام گذاشت؟
طوری نیست ... میدونم.... آره.... اونم ببخش
ﺧﺪﺍﻳﺎ ﻣﻦ ﺑﺨﺸﻴﺪﻡ ...
ﺣﺎﻻ ﺗﻮ ﺑﺒﺨــﺶ
تو ببخش ﻛﻪ ؛
ﺍﺯ ﻣﻦ ﻳﻪ آﺩﻡ ﺑﻲ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﻭ ﻛﻴﻨﻪ ﺍﻱ ﻭ ﺑﻲ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﻣﻐﺮﻭﺭ ﻭ ﻣﺰﺧﺮﻑ ﺳﺎﺧﺘﻦ
ﺧﺪﺍﻳﺎ ﻳﺎﺩﺗﻪ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﻣﻴﺨﻨﺪﻳﺪﻡ ؟
ﺧﺪﺍﻳﺎ ﻳﺎﺩﺗﻪ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻡ دوست ﺩﺍﺷﺘﻨﻮ ؟
خدﺍﻳﺎ ﻳﺎﺩﺗﻪ ﻣﻨﻢ ﺧﻮﺏ بودنو بلد ﺑﻮﺩم ؟
بــــد ﺷﺪﻡ
خدایا به خاطره بعضی ها من الان خیلی بد شدم!!!

ﺗﻮ ﺑﺒﺨـــﺶ ... ؛ من این نبودم !!!
باختم ب آدمات

***

 

ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎﻫﯽ
ﺑﺎ ﺳﻪ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺣﺎﻓﻈﻪ
ﺗﻨﮓ ﻭ ﺩﺭﯾﺎ ﯾﮑﯽ ﺳﺖ !
ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﻭ ﺷﻤﺎ ﺩﺭﺩ ﻧﮑﻨﺪ
ﮐﻪ ﺩﻝ ِ ﺗﻨﮓ آﺩﻡ ﻫﺎ ﺭﺍ
ﺑﺎ ﯾﮏ ﻋﻤﺮ ﺣﺎﻓﻈﻪ
ﺗﻮﯼ ﺗُﻨﮓ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯﯾﻢ
ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎﻫﯽ ﻫﺎ ﺩﻝ ﻣﯽ ﺳﻮﺯﺍﻧﯿﻢ !

ادامه جملات در ادامه مطلب

خسرو شکیبایی چه زیبا گفت:

تا زنده ای در برابر کسی که به خودت علاقه مندش کردی مسئولی...

مسئولی دربرابر اشکهایش، دربرابر غمهایش،دربرابر تنهاییش،در برابر حجمه بغض آلود دلتنگی هایش...

واگرروزی فراموشش کردی دنیا به یادت خواهد آورد...

***

آخرش دردِ دِلَم ، دَر به دَرَت خواهد کرد !

مهره ی مارِ کسی ، کور و كَرَت خواهد کرد !

عشق ، یک شیشه ی انگور کنار افتادست !

که اگر كُهنه شود ، مَست تَرَت خواهد کرد !

از همان دست که دادی ، به تو بَر خواهد گَشت !

جِگرِ خون شده ام ، خون جِگَرت خواهد كرد !

***

روز قیامت ازم پرسیدند :
جوانیت را چگونه گذراندی ؟
ندا آمد:
دل شکسته است بگذارید به بهشت برود
دنیایش خوب جهنمی بود . . .

***

اگر روزی دلت لبریز غم بود

گذارت بر مزار کهنه ام بود

بگو این بی نصیب خفته در خاک

یه روزی عاشق و دیوانه ام بود

***

برمزارم گریه کن اشکت مرا جان میدهد

ناله هایت بوی عشق و بوی باران میدهد

دست برقبرم بکش تا حس کنی مرگ مرا

دست هایت درد هایم را تسلا میدهد

وقت رفتن لحظه ای برگردو قبرم را ببین

این نگاه آخرت امید ماندن میدهد

نیست ازمن قدرتی بوسیدن چشمان تو

زخم های مرده ام را دیدنت جان میدهد

***

روزی خواهد آمد که دردم را بفهمی

روزی که دیگر هیچ دردی را نمی فهمم !

***

وقـتی رفـت گفــت شایـد بـرگـردم

رفـتـنـش مــرا نـمـی آزارد

شـایـدش دردناکــ اسـت

***

حرف‌هايی هست‌ برای گفتن كه اگر گوشی نبود نمی‌گوييم.. 
و حرف‌هايی هست برای نگفتن، حرف‌هايی كه هرگز‌ سر‌ به ابتذال گفتن فرود نمی‌آورند
حرف‌های شگفت، زیبا و اهورایی همین‌هایند و سرمایه ماورایی هركس به اندازه حرف‌هایی است كه برای نگفتن دارد، 
حرف‌های بی‌تاب و طاقت‌فرسا، كه هم‌چون زبانه‌های بی‌قرار آتش‌اند و كلماتش هر یک انفجاری را به بند كشیده‌اند؛ 
كلماتی كه پاره‌های بودن آدمی‌اند
اینان هماره در جستجوی مخاطب خویشند، اگر یافتند، یافته می‌شوند و در صمیم وجدان او آرام می‌گیرند.. 
و اگر مخاطب خویش را نیافتند، نیستند.. 
و اگر او را گم كردند، روح را از درون به‌ آتش می‌كشند و دمادم، حریق‌های دهشتناک عذاب بر می‌افروزند.

***

پروانه نیستم اما سال‌هاست دور خودم می‌چرخم وُ می‌سوزم. رفتن‌َت در من شمعی روشن کرده است انگار!

***

می دانی..؟ آدم های ِ ساده.. ساده هم عاشق می شوند.. ساده صبوری می کنند.. ساده عشق می وَرزَند.. ساده می مانند.. اما سَخت دِل می کنند.. آن وقت که دل ِ می کنند.. جان می دَهند

***

کاش آدم ها کمی بیشترمرا می فهمیدند...!

خیلی ازآنها بی انکه من بخواهم به زندگی ام پاگذاشتند و زمانی که میخواستم بمانند مراترک کردند!

می گویند مغروری!

نمیدانند غرورم پوششی ست برای پنهان کردن زخم های درونم...

می گویند ساده اے!

چون یادگرفته ام بی توقع دوست بدارم و بی منت ببخشم...

می گویند ساکتی!

نمیدانند نگاه خسته من گوش خراش تراز هرفریادی ست...

می گویند سردی !

نمےدانند گرمای محبتم را به دستان دیگران بخشیدم ودرآخر خودم از سردی رفتار آنها یخ زدم...

" گاه تنهايي بهتر است از بودن با کسی که تنها نقش یک سایه را دارد"

***

نیازمندیم  به یک نفر که

" تو " باشی  ! که خودت باشی  !

" خودت "

با همان  خیال ها و خواب های خوشت  !

نیازمندیم  به بازگشت سال ها

به عقب گرد تقویم ها  که . .. یک کودکی  یک نوجوانی

بی کابوس و آرام  ... آرام  !

نیازمندیم به عاشق بودنت، به شعرهای نوزده سالگی ...

به دیوانگی های کوچکی که، این بار شکست نخواهند خورد  !

***

برای آمدن ، عجله نکن !

تـــو دیگر برای من ، مثل آخرین درخواست یک اعدامی هستی !

شدن یا نشدنت کمکی به زندگی ام نخواهد کرد ...

***

زمــان به من آموخت که...

دست دادن معنی "رفــــاقت" نیست...

بوسیدن قول "مــاندن" نیست...

و عشق ورزیدن.. ضمانت "تنهـــــــا شـدن نیسـت"...

***

پنجره  زیباست اگر بگذارند

چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند

من از اظهار نظرهای دلم فهمیدم

عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند

***

دیدی ای دل عاقبت زخمت زدند؟

گفته بودم مردم اینجا بدند

دیدی ای دل ساقه ی جانت شکست؟

آن عزیزت عهدو پیمانت شکست؟

دیدی ای دل در جهان یک یار نیست؟

هیچکس در زندگی غمخوار نیست؟

دیدی ای دل حرف من بیجا نبود ؟

از برای عشق اینجا، جا نبود

نو بهارعمر را دیدی چه شد؟

زندگی را هیچ فهمیدی چه شد؟

دیدی ای دل دوستیها بی بهاست؟

کمترین چیزی که میبینی وفاست؟

ای دل اینجا باید از خودگم شوی

عاقبت همرنگ این مردم شوی

***

من از چشمان خود آموختم رسم محبت را
که هر عضوی به درد آید به جایش دیده می گرید

***

علم روانشناسی می گوید :
وقتی یک نفر خیلی میخندد حتی برای چیزهای احمقانه و پیش پا افتاده بدانید او از درون عمیقأ غمگین است
اگر یک نفر خیلی می خوابد بدانید که تنهاست
اگر یک نفر کم حرف می زند سریع حرفش را می گوید و دوباره سکوت می کند بدانید رازی درسینه دارد
وقتی یک نفر نمی تواند گریه کند بدانید ضعیف است
وقتی یک نفربا یک روال غیرعادی وحجم زیاد غذا می خورد بدانید که تحت تنش است
وقتی یک نفر برای چیزهای کوچک گریه می کند یعنی رقیق القلب و معصوم است
وقتی یک نفر سریع بخاطر چیزهای کوچک عصبانی می شود یعنی درگیر عشق است

***

آن که ” دلت را شکست ” ” تاریخ تولدش ” یادت مانده

آنکه ” رهایت ” کرد تاریخ ” آمدنش ” و”رفتنش” دقیق

و آنکه ” احساست ” را بــه بازی گرفت لحظه بــه لحظه خاطراتش را سالها در یاد داری !

اما آنکه دوستت دارد سطری در تاریخ زندگیت بـه نامش زده ای !!

ولی بحث آنکه دوستش داری و دوستت دارد از همه جداست!!

او را نه میتوان از یاد برد و نه کسی را به جایش آورد!!

هموست که با یک لبخندش زندگی به تو میبخشد و با رفتنش زندگی ویران میکند!!

ای کاش میشد این را به بعضی ها هالی کرد!!

***

ســ ـالها رفتـــ و هنـــ ـوز
یکـــ نفــ ـر نیسـ ــت بپرســ ـد از من
کهـ تو از پنـجــ ـره آرزوها چهـ هـ ـا میخواهیـ؟
صبـ ـح تا نیـــ ـمهـ شبـــــ منتظـ ـریــ
همهـ جـ ـا مینـ ـگریــ
گاهـ با ماه سخـ ـن میگـ ـویـیـ ...
گاهـ با رهگــ ـذران,خبر گمشـ ـده ای می جویـ ـیـ
راسـ ـتیـ گمشـ ـده اتــ کـ ـیستـــ؟ کـ ـجاستــ؟
صدفیـــ در دریـ ـاستـــ؟
نـــ ـوری از روزنـ ـه ی فــ ـرداهاستــــ؟
یــا خـ ـداییــ ستــــ کهـ از روز ازلـــ  نـاپـیـ ـداستــــ؟

***

خسرو شکیبایی می گفت:
بعضی وقت ها یکی یه طوری می سوزونت
که هزار نفر نمیتونن خاموشت کنن
بعضی وقت ها یکی طوری خاموشت میکنه
که هزار نفر نمیتونن روشنت کنن.
زمانه ایست که خیلی چیزها آنطوری که بود یا باید باشد نیست
یه چیزایی....
یه حسایی....
یه وقتایی...
یه آدمایی...
یه لحظه هایی....رو
تو زندگیمون گم میکنیم
که دیگه هیچ وقت پیداشون نمیکنیم....
هیچ وقت.....

***

به خاطر دوست داشتنت خجالت نکش ؛

اونی باید خجالت بکشه ،

که می دونه دوسش داری اما

دوست داشتن "بلد" نیست!!!

***

ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮑــــــــ ﻧﻔﺮ ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ ...
خیلی وقت است ﻧــــــــــــﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﭼﻪ ﻣﯿﮑﻨﺪ و ﻧــــــــــﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﮐﺠﺎﺳﺖ ...
ﺣﺘﯽ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ ﻏﻢ ﻭ ﺷﺎﺩﯼ ﺍﺵ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﻡ ....
ﻟﺒﺨﻨﺪﺵ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺍﻡ ....
ﮔﺮﯾﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺍﻡ ...
ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ...
ﻋﻄﺮ ﺗﻨﺶ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ...
ﻓﻘــــــﻂ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﻧﯿﺴـــــــــــــــﺖ ﻭ ﺑﺎﯾـــــــــــــــﺪ ﺑﺎﺷﺪ...

***

بـے رحمانه ترین خیــــانت این است که

وارد زنـــــــدگے کسے شوے !

وابســــــته اش کنے !

و بعد از مدتے آنقـــــــــــــــــــــدر زندگیش را خــالے کنے

که یک عمــــــــــر با خاطراتت بمیرد !!

هیچ چیز بدتر از قتــــــــل احســـــــاس نیست ...

***

 

سبزه ها را گره زدم به غمت
غم ِ از صبر بیشترشده ام
سال ِ تحویل ِ زندگیت به هیچ
سیزده های در به در شده ام
سفره ای از سکوت می چینم
خسته از انتظار و دوری ها
سال هایی که آتشم زده اند
وسط چارشنبه سوری ها
بچّه بودم... و غیر عیدی و عشق
بچّه ها از جهان چه داشته اند؟
در ِ گوشم فرشته ها گفتند
لای قرآن «تو» را گذاشته اند
خواستی مثل ابرها باشی
خواستم مثل رود برگردی
سیزده روز تا تو برگشتم
سیزده روز گریه ام کردی
ماه من بود و عشق دیوانه
تا که یکدفعه آفتاب آمد
ماهی قرمزی که قلبم بود
مُرد و آرام روی آب آمد
پشت اشک و چراغ قرمزها
ایستادم! دوباره مرد شدم
سبزه ای توی جوی آب افتاد
سبز ماندم اگرچه زرد شدم
وَانْ یَکادی که خواندم و خواندی
وسط قصّه ی درازی ها
باختم مثل بچّه ای مغرور
توی جدّی ترین ِ بازی ها
سبزه ها را گره زدم امّا
با کدام آرزو؟ کدام دلیل؟
مثل من ذرّه ذرّه می میرند
همه ی سال های بی تحویل !

بخش نظرات این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
ما در شبکه های اجتماعی :

ورود کاربران

نام کاربری :
رمز عبور :

» رمز عبور را فراموش کردم ؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

تبلیغات

پربازدیدترین مطالب سایت