close
تبلیغات در اینترنت
خرید هاست

جملات زیبا و احساسی دلتنگی بوسه و عاشقانه و پیامک روز ولنتاین -سری ششم

تبلیغات

آمار

کل مطالب : 428
کل نظرات : 16
افراد آنلاین : 3
تعداد اعضا : 2

بازدید امروز : 101
بازدید دیروز : 48
ورودی امروز گوگل : 3
ورودی گوگل دیروز : 5
آي پي امروز : 23
آي پي ديروز : 18
بازدید هفته : 293
بازدید ماه : 828
بازدید سال : 24,568
بازدید کلی : 63,148

آی پی : 54.80.236.48
مرورگر :
سیستم عامل :
امروز : شنبه 29 مهر 1396

تبلیغات




اعلانات

برای سفارش یا تبادل کلیک کنید

آخرين ارسال هاي تالار گفتمان

کمی طاقت داشته باشید...
عنوان پاسخ بازدید توسط
0 38 digitel
0 27 digitel

جملات عاشقانه سری ششم

دسته: عاشقانه,پیامک عاشقانه,پیامک دلتنگی,شعر عاشقانه,متن عاشقانه کوتاه, تاریخ ارسال: شنبه 28 آذر 1394 ساعت: 23:24
جملات عاشقانه سری ششم

هرکسی یاری درین کاشانه دارد؛ من تو را

یک هدف از رفتن میخانه دارد؛ من تو را

هرکه مستی می کند، یک دلبر نازک ادا

در کنار ساغر و پیمانه دارد؛ من تو را

هرکه را دیدم به فرداهای خود دل داده است

آرزوها در دل دیوانه دارد؛ من تو را

هرکه عاشق میشود با جادوی یک دلفریب

در بغل معشوقه ای فتانه دارد؛ من تو را

در طواف عاشقی باید بسوزی دم به دم

کعبه ای اینگونه هر پروانه دارد؛ من تو را

هرکسی دریک ستاره بخت خود را دیده است

پیش خود یک آسمان افسانه دارد؛ من تو را

عاشق شوریده دل، در دفتر شعرش نوشت:

هرکسی یک دلبر جانانه دارد،من تو را

***

من خسته ام از اینکه هر روز فقط باشم از اینکه عده ای سیب های یک درخت را به تاراج ببرند ولی من هنوز سیب سرخ بالای درخت را حتی بو هم نکره ام باور نمیکنید دستانم را بو کنید بوی سیب نمیدهد بوی نم دارد نم باران دیروز است شکر خدا به قول «مرحوم حسین پناهی» پنجره را باز کن و از این هوای مطبوع بارانی لذت ببر؛ خوشبختانه باران ارث پدر هیچکس نیست ...!

***

یک نفر امد قرارم را گرفت

برگ و بار و شاخسارم را گرفت

چهار فصل من بهار بود ، حیف

باد پائیزی بهارم را گرفت

اعتباری داشتم در پیش عشق

با نگاهی اعتبارم را گرفت

عشق یا چیزی شبیه عشق بود

آمد و دار و ندارم را گرفت

 

ادامه جملات در ادامه مطلب

***

قهرمان غزلیات منی ، می دانی ؟

لا به لای غزلم درد مرا میخوانی ؟

گل خورشیدی این باغ پر از اعجازی

لحظه ها در نفس صبح غزل پنهانی

مثل آیینه ترک خورده لب احساسم

و تو در لای همین قاب ترک می مانی

توی بازار دو چشمان عزیزت گم شد

دل این برده ی خوش آتیه ی کنعانی

پای من باز به دنبال تو تاول زده است

برده ای هوش دلم را به همین آسانی

تا به معراج رسیدم تو شدی معجزه ام

غزلم سوره ی عشق است تو شرح آنی

قهرمان غزلم... باخبری از دل من

دوستت دارم و دانم که تو این می دانی

***

هرجا که سفر کردم تو همسفرم بودی

وز هر طرفی رفتم تو راهبرم بودی

با هرکه سخن گفتم پاسخ ز تو بشنیدم

بر هرکه نظر کردم تو درنظرم بودی

در خنده ی من چو گل در کنج لبم خفتی

در گریه ی من چو اشک در چشم ترم بودی

در صبحگاه عشرت همدوش تو میرفتم

در شامگاه غربت بالین سرم بودی

آواز چو می خواندم سوز تو به سازم بود

پرواز چو میکردم تو بال و پرم بودی

هرگز دل من بر تو یار دگری نگزید

گر خواست که بگزیند یار دگرم بودی

***

عشــــــــــــــق ینــــــی :

وقتــی دوتایی تو خیابون قـــــدم میزنیم

دستمـــو میکشه میبره جلوی ویترین عروســــک فروشــی  

 با دقت تو ویترین نگـــــا میکنه !!

منم دس ب کمـــــر میگم : خب الان داری چیکـــــــار میکنــی ؟؟

اونــم میگه میخوام ببینم عروســـــکی ب خوشگلـــــی عروســــــک من دارن یا ن ؟؟

منم بخنــــــدم ... بگه بریــــــــــــم انگــار پیدا نمیشه ..!!

 عشــــــــــــق شانه مـــــــــردانه میخواهد

مثل وقتـــی ک کــــــوه شانه اش را آنقـــدر بالا میدهــــــــد ..

که ابـــــــــــر تمـــــام تنهایــی اش را ببــــــــــــــارد ...

***

منو ببخش اگه میخوام، تورو همه دنیام کنم

اسمتو واسه همیشه ، قافیه شعرام کنم

منو ببخش اگه میخوام ، ساده ی ساده بخونم

برای اولین عشقم ، آخرین عاشق بمونم

منو ببخش اگه میخوام ، دردتو انتخاب کنم

نیومده با یه نگاه ، تو قلبت انقلاب کنم

منو ببخش اگه میخوام ، عشقتو تجربه کنم

شیرین ترین گناهمی ، چرا تورو توبه کنم؟

منو ببخش اگه میخوام غرورمو غروب کنم

اشتباه عاشقی رو با نام عشقت خووب کنم

منو ببخش اگه میخوام ، قلبتو زیر و رو کنم

تو پیچ و تاب عطر تو ، معنی عشقو بو کنم

منو ببخش اگه میخوام ، بیام توی خاطره هات

آزادترین اسیر منم، اسیر عشق تو نگات

منو ببخش گه میخوام گمشدمو پیدا کنم

از همه آرزوهام فقط تورو دعا کنم

***

بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی

آهنگ اشتیاق دلی درد مند را

شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق

آزار این رمیده ی سر در کمند را

بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت

اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست

بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان

عمریست در هوای تو از آشیان جداست

دلتنگم، آنچنان که اگر بینمت به کام

خواهم که جاودانه بنالم به دامنت

شاید که جاودانه بمانی کنار من

ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت

تو آسمان آبی آرامو روشنی

من چون کبوتری که پرم در هوای تو

یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم

با اشک شرم خویش بریزم به پای تو

بگذار تا ببوسمت ای نوشخند  صبح

بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب

بیمار خنده های توام ، بیشتر بخند

خورشید آرزوی منی ، گرم تر بتاب

***

رد شد شبیه‌ رهگذری‌ باد، از درخت‌

آرام‌ سیبِ کوچکی‌ افتاد از درخت‌

افتاد پیشِ پای‌ تو، با اشتیاق‌ گفت:

ای‌ روستای‌ شعر تو آباد از درخت،

امسال‌ عشق‌ سهم‌ مرا داد از بهار

آیا بهار سهم‌ ترا داد، از درخت؟

امشب‌ دلم‌ شبیه‌ همان‌ سیب‌ تازه‌ است‌

سیبی‌ که‌ چید حضرت‌ فرهاد از درخت‌

کی‌ می‌شود که‌ سیب‌ غریبِ نگاه‌ من‌

با دستِ گرم‌ تو شود آزاد از درخت‌

چشمان‌ مهربان‌ تو پرباد از بهار

همواره‌ رهگذار تو پرباد از درخت‌

امروز آمدی‌ که‌ خداحافظی‌ کنی‌

آرام‌ سیب‌ کوچکی‌ افتاد از درخت!

***

هـیـس ...!

هـیچی نگو ...!

صدای تو را باد هم نباید بشنود

تمام وجود تو مال من است ...

مردم میگویند حسودم ... تو میگویی دیوانه

اما من دوستت دارم !!

عشق... ، حسادت... ، دیوانگی...

تو فقط بخند تا ببینی چطور برایت جان میدهم

***

اصن دخدرشیطون نباشه بدرد زندگی نمیخوره

هر دخدری باس یه ر‍‍ژقرمز داشته باشه

وقتی آقاش خوابه

بالبای رژ زده بیاد بوسش کنه

جای بوسشم روصورت آقاش بمونه

تاوقتی آقاش ازخواب بیدارشد

تو آینه خودشو دید ازترس جابخوره

دادبزنه: کجایی که میخوام تلافی کنم^_^

***

ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺼﺎﺣﺒﺖ ﻧﻤﯽ ﺟﻨﮕﻢ!

ﺍﺣﺎﻃﻪ ﺍﺕ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ ﺗﺎ ﻣﺎﻝ ﻣﻦ ﺷﻮﯼ!

ﺑﻪ ﻗوﻝ ﺩﮐﺘﺮ ﺍﻧﻮﺷﻪ:

ﻋﺸﻖ ﺗﻤﻠﮏ ﻧﯿﺴﺖ، ﺗﻌﻠﻖ ﺍﺳﺖ!

ﻭﻟﯽ ﺍﮔﺮ ﺑﯿﺎﯾﯽ ﻭ ﺑﻤﺎﻧﯽ،

ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﺎﻧﺪﻥ، ﺑﺎ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯽ ﺟﻨﮕﻢ.

***

دختر بآس یه دفعه

آقاشونو از پشت بغل کنه و بگه

تو عزیزِ دلِ مَنی ...

بعد یه دفعه توو اوجِ احساسات

نیشگونش بگیره ، فرار کنه .

***

امروز به پایان می رسد ، از فردا برایم چیزی نگو

من نمی گویم فردا روز دیگریست

فقط می گویم تو روز دیگری هستی

تو فردایی همانکه باید بخاطرش زنده ماند !

***

من به چشمهای بی قرار تو

قول می دهم

ریشه های ما به آب

شاخه های ما به آفتاب می رسد

ما دوباره سبز می شویم

***

نه !

همیشه برای عاشق شدن ،

به‌دنبال باران و بهار و بابونه نباش !

گاهی

در انتهای خارهای یک کاکتوس ،

به غنچه‌ای می‌رسی

که ماه را بر لبانت می‌نشاند.

***

بن بست دنیاست برای من آغوشت

اولین باریست که هراسی ندارم بگویم به بن بست رسیده ام !

***

تفاهم یعنی :

ت : توان تحمل تفاوت ها

ف : فهمیدن همدیگه

ا : ازادی در بیان عقیده

ه : همه جوره قبول داشتن طرف مقابل

م : محبت دو طرفه

***

عاشقی

باید قسمته آدم بشه

وقتی شد یهو بخودت میایی میبینی یکی هست با همه فرق میکنه!

صدای پاشو میشناسی!!

وقتی میبینیش آنقدر قلبت تند تند میزنه فکر میکنی الان صداشو همه میشنون

بهت محل نذاره کلافه ای؛وقتی هست خوبی وقتی نیست.

مهم نیست که با هم قهرین یا آشتی ؛ مهم اینکه باشه ؛ پیشت باشه،فقط باشه

وقتی هم نیست جاشو هیچکس دیگه ای پر نمیکنه……..

و این یعنی بهترین و ناب ترین حس دنیا

اصلا”یعنی

خوده خوده زندگی.

***

می گویند قانون است

که

زن بنشیند

تا مرد نازش را بکشد !

زن کم باشد تا مرد بماند

می گویند مرد ها پررو می شوند

از شنیدنِ دوستت دارم

من اما می گویم :

این قانون ها مفت هم نمی ارزد

این ها قانون نیست اصلا !

این ها یک مشت غرورهایِ ظریف است

که بعضی ها

چاشنیِ بی مهری اشان می کنند

آنقدر درگیرِ این خزعبلات شده ایم

که هرچیزی غیر از این ها را

رویا می پنداریم

نه جانم !

صاف و ساده و صمیمی بودن

رویا نیست !

حقیقتیست که ما قایمش کرده ایم

برایِ خاطرِ خیالاتِ باطلِ خودمان !

مرد و زن ندارد !

به نقطه ی” مـــــــــــــا شدن” که رسیدی ،

شورانگیز ترین باش

برایِ عاشقانه هایت !

میانِ جمع رویش را ببوس

میانِ مردم فریاد بزن

دوستت دارم

***

بیستون بود و تمنای دو دوست.

آزمون بود و تماشای دو عشق.

در زمانی که چو کبک ،

خنده می‌زد " شیرین" ،

تیشه می‌زد "فرهاد"!

نه توان گفت به جانبازی فرهاد : افسوس،

نه توان کرد ز بیدردی "شیرین" فریاد .

کار "شیرین" به جهان شور برانگیختن است!

عشق در جان کسی ریختن است!

کار فرهاد برآوردن میل دل دوست

خواه با شاه درافتادن و گستاخ شدن

خواه با کوه در آویختن است .

رمز شیرینی این قصه کجاست؟

که نه تنها شیرین ،بی‌نهایت زیباست

آنکه آموخت به ما درس محبت می‌خواست

جان چراغان کنی از عشق کسی

به امیدش ببری رنج بسی

به وصالش برسی یا نرسی ...

***

ایمـان بــــدون عشق شما را متعصب،

وظیفه بـــدون عشق شما را بد اخلاق،

قـدرت بـــدون عشق شما را خشن،

عدالت بــدون عشق شما را سخت،و

زنــدگی بدون عشق شما را بیمار می کند ...!

***

عاشقانت همه کس نام ونشانی دارد

آنکه در عشق تو بی نام و نشانست منم

***

از خلق جهان کناره کردیم

سر رشته عقل پاره کردیم

کس چاره ما نکرد و ما خود

بی منت خلق، چاره کردیم

ننمود رهی بجز ره عشق

هر چند که استخاره کردیم

***

دلهای ما که بهم نزدیک باشد،

دیگر چه فرقی می کند که کجای این جهان باشیم...

دور باش اما نزدیک

من از نزدیک بودن های دور می ترسم ...

***

لــــذّت دنیـــا ؛

داشتن کسی ست که دوست داشتن را بلــد است.

به همین سـادگی...!

این روزهــا گفتنِ دوستت دارم!

آنقــدر ساده است که میشود آنرا از هــر رهگذری شنید...

اما فهمش ،یـکی از سخـت تـریـن کارهــای دنیــاست !

سخت است امــا زیبـــا ، زیبـــاست

برای اطمینان خـاطر یـک عمــر زنـــدگی ،

تـا بفهمـی و بفهمـــانی...

هــر دوره گــردی لیـلی نیست...

هــر رهگـــذری مجنـــون !

و تــو شریک زنــدگی هــر کسی نخـــواهی شــد!

تـا بفهمـی و بفهمـــانی...

اگر کسی آمد و هم نشینت شــد

در چشمــانش بـایــد رد آسمـــان ،رد خـــــدا بــاشد...

و بـایــد بـــرایش از مَن گــذشت

تـا بـه مـــــا رسیــد ...!

***

خـــوبِ مـــن ، هـنــر در فــاصـلـه هــاســت . . .

زیـاد نـزدیـک بـه هـم مـیسـوزیـم و زیــاد دور از هـم یـخ میزنـیـم !

تــو ، نـبـایـد آنـکـسی بـاشـی کـه مـن مـیـخـواهـم ،

و مــن نـبــایــد آنـکـسی بـاشــم کـه تـو مـیـخــواهــی . . .

کـسـی کـه تــو از مــن مـی خـواهـی بـسـازی ،

یـا کـمـبــودهـایــت هـسـتـنـد یـا آرزوهـایـت . . .

مـن بــایــد بـهـتــریــن خــودم بـاشــم بــرای تــو ،

و تــو بـایــد بـهـتــریــن خــودت بـاشــی و بـشــوی بــرای مــن . . .

خــوب ِ مــن ، هـنــر عـشـق در پـیـونـد تـفـاوت هــاسـت ،

و مـعـجــزه اش نــادیـده گـرفـتـن کـمـبــودهــا . . .

***

مــــامـــــانے مـــــامـــــانے

جووووونِ دِلَمْ دُختَرَمْ؟؟؟؟

:دَهوام نَتُنْ...

یاز چیکارْ کَرْدے آتیشْ پارِھ؟؟؟؟

جیشْ کَلْدَمْ...

وااااااااااااے کُجااااااا؟؟؟؟

لو بــــابـــــایے ...

ژووووون بازَمْ اَزینْ کارا بُکُن

***

"آغــوشــت"

چــقــدر مــی آیـد بــه قــامــتــم

در آن ...

بــه انــدازه پــیــرهــن خــویــش

"راحــتــم"

***

‏‏‏‏آنقدر که تـــــو را میخواهَم٬ بودنِ خــودم را نمیخواهم

چـِقــدر زیباست این عشــــق

ایـن٬ مَحــوِ تــــو بودن را٬ دوســـت دارم

هزاران دست هم٬ به سویم دراز شود٬ پس خواهم زد

تنها٬ تمنای دستان تــــو را دارم

بخش نظرات این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
ما در شبکه های اجتماعی :

ورود کاربران

نام کاربری :
رمز عبور :

» رمز عبور را فراموش کردم ؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

تبلیغات

پربازدیدترین مطالب سایت